 |
فهرست |
 |
 |
کاربران آنلاین |
 |
 |
مهمانان آنلاین: 2
اعضای آنلاین: 0
کل اعضا: 39
جدیدترین عضو: sk
|  |
 |
موضوعات انجمن |
 |
 |
<------- بیاموزیم -------> |
 |
 |
هنگامی که به خرد و فرزانگی برتر می پیوندید٬ معرف شما صلح٬ صفا و آرامش درونی است نه پول و ثروت و شغل. در عالم هوشیاری٬ خودپرستی و منیت را واژگون خواهید کرد. مرزهای بین شما و دیگران فرو خواهد ریخت. همه را با خود مرتبط و متصل می یابید و در نتیجه رشته های صمیمیت را با دیگران می گسترانید. بصیرت ٬ هویت شما را تغییر میدهد.
|  |
 |
آمار |
 |
|
 |
عناوین مطالب نشریه الکترونیکی سایت سه قلعه |
 |
 |
aftabgardan |
 |
 |
فکر می کنید چرا پینوکیو الاغ شد |
 |
 |
فکر می کنید چرا پینوکیو الاغ شد
پینوکیو همان عروسک چوبی دوست داشتنی است که همه ما آن را به خوبی به یاد داریم.
این شخصیت کارتونی خوب ها و بدها را به شکل جالبی برای ما به تصویر کشید.
اما غم انگیزترین قسمت داستان زمانی بود که پینوکیو سوار بر قطار شادی شد تا به شهری برود که تنها و تنها در آن بازی و سرگرمی وجود داشت.
پدر ژپتو خیلی تلاش کرد تا از رفتن پینوکیو جلوگیری کند.
اما پینوکیو آنقدر غرق در شادمانی و نشاط سرزمین بازی شده بود که به حرفهای دیگران توجهی نکرد و سوار بر قطار شادی شد و به سرزمین بازی ها رفت.
وقتی به آنجا رسید از دیدن آن همه وسیله سرگرمی و اسباب بازی که به راحتی می توانست از آنها استفاده کند، غرق در خوشحالی شد و مستی این شادمانی او را از همه چیز غافل کرد و تنها به خوش گذرانی فکر می کرد.
او تنها به خوردن خوراکی های خوشمزه مشغول بود و بازی های رنگارنگ و جذاب.
تا اینکه روزی متوجه شد که گوش هایش دراز شده و دم درآورده و وقتی جلوی آینه رفت با چهره الاغی روبرو شد.
بله!
پینوکیو در اثر تمام خوش گذرانی ها در سرزمین بازی به یک الاغ تبدیل شد!...
چون دیگر فکر نمی کرد.
چون اندیشه نداشت.
چون مغزش تهی شده بود.
چون سرگرمی به کل زندگی او تبدیل شده بود.
شاید آن زمان که کودک بودیم و این تصاویر را تماشا می کردیم، این سوال ذهن ما را قلقلک می داد که :
آخر چرا این بلا بر سر پینوکیو آمد؟
مگر بازی کردن چه خطری دارد؟
اما امروز که در قرن سلطه تکنولوژی و صنعت گسترده ارتباطات و محصولات عظیم فرهنگی در سرتاسر جهان هستیم، بهتر و بیشتر متوجه ظرافت دید نویسنده داستان پینوکیو می شویم.
اینکه اگر زمانی فرا رسد که انسانها در سلطه و اسارت سرگرمی ها و تفریحات قرار گیرند، اگر به سمتی حرکت کنند که قدرت اندیشه و تفکر از آنها گرفته شود و خود را یکسره در خدمت التذاذ و خوش گذرانی های دنیایی قرار دهند،آنوقت تنها چهرهای از انسان باقی می ماند و انسانیت به معنای واقعی محو و نابود می شود.
بسیاری از نویسندگان و کارشناسان، وضعیت قرن امروز را پیش بینی کردند.
پیش بینی هایی که به ترتیب شاهد وقوع آنها هستیم و مدتی نمی گذرد که شاید ناخواسته و نا خودآگاه، خود را غرق در این دریای عظیم و بی حد و حصر ببینیم.
صنعت فرهنگی با بهره گیری از فنون پیچیده و تو در توی خود، می کوشد آن چیزی را تولید کند که عموم مردم آنرا می خواهند اما در عین حال آنچه مهم است اینکه با بازاریابی برای محصولات خود، خواست های عمومی را چنان تولید کند که انگار همه چیز کاملا مردمی و متعلق به مردم است.
"هیچ چیز به اندازه جنس پرمشتری به فروش نمی رسد". پس آنچه همه می پسندند باید به تولید انبوه برسد.
بدون در نظر داشتن سایر موارد.
این همان فرمول موفق در بازاریابی فرهنگی است.
دیگر عصر زور و اجبار سپری شده و بهترین روش تاثیر گذاری، استفاده از ابزارهای نرم و مخملی است.
چیزی که به راحتی افراد را محو و محسور خود کند.
آنان را به خلسه ای وارد کند که در آن تنها راحتی و در قید نبودن در کنار خوش گذرانی و لذت، فراهم باشد.
چیزی که توماس هاکسلی از آن تحت عنوان "آموزش در خواب" یاد می کند.
یعنی درست همان زمانی که فرد در فراغت و استراحت به سر می برد، باید یکسری مفاهیم را به او یاد داد.
فضایی که سرشار از سرگرمی است و فضای سرگرمی به گونه ای است که انگار انسان در آن خواب است.
بنابراین می توانیم روزگار زندگی مان را عصر تلقینات و تبلیغات بنامیم.
کمی به اطراف نگاه کنید.
زمانی که در خانه خود نشسته اید، با روشن کردن تلویزیون، با هجمه عظیم تبلیغات رنگارنگی مواجه می شوید که انگار به چشم و گوش شما آشناست.
وقتی از خانه خارج می شوید، در تمام نقاط شهر، تابلوها و نوشته هایی را می بینید که هیچ گاه شما را تنها نمی گذارند.
این یعنی یک آموزش غیر مستقیم و زمزمه وار در حین غفلت.
به این ترتیب ما تحت آموزش قرار می گیریم بی آنکه خود بدانیم.
این تلقینات دائما ادامه دارد و چاشنی شیرین آنها این است که به تمامی مخاطبانش این تصور را القاء می کند که هر کس همان زندانی را که برای خود ساخته، دوست داشته باشد.
اصلا خاصیت صنعت فرهنگی این است که همیشه چیزی را به مخاطبان خود می رساند که مخاطب با هر نوع شخصیت و سلیقه، دائما احساس می کند خواسته های منحصر به فرد او توسط صنعت فرهنگی، اجابت شده است.
به نوعی این اقدام چیزی نیست جز علاقه مند کردن انسانها به سرنوشت گریز ناپذیرشان.
پس باید آموزش صورت گیرد که دائما تلقین کند که گوشی های تلفن همراه خود را تغییر دهید.
از تکنولوژی پیشرفته تری بهره برید تا از سیستمی پرتوان برای گوش دادن موسیقی بهره برید.
این یعنی اصالت سرگرمی و لذت.
تنها به این سمت هدایت می شوید تا صنعت سرگرمی به اهداف خود نزدیکتر شود.
دنیای تکنولوژی دائما به تولید وسایل برقی خانگی می پردازد که کارها را ساده تر کند.
همه چیز به سمت راحتی حرکت می کند.
تا افراد بتوانند فرصت بیشتری برای تفریح و لذت داشته باشند.
به این ترتیب بیماری وخیم اندیشه به وجود می آید.
بحران هویت گریبان گیر جوانان می شود و انواع و اقسام گروه های شیطان پرستی تشکیل می شوند.
مصرف قرص های روان گردان به بالاترین حد خود می رسد.
خوراکی و غذا خوردن به یک اصل فراموش نشدنی تبدیل می شود.
و همه اینها برای راحتی است.
برای بی فکری و نیندیشیدن است.
این همان دنیای قشنگی است که بسیاری آن را برای ما طراحی کرده اند
یادآوری داستان پینوکیو تنها جنبه ای نمادین است که برای ما پیام مهمی را به دنبال دارد.
اینکه اگر زمانی فرا رسد که دنیای سرگرمی و لذت یکسره ما را در خود فرو برد، آن روز، روز مرگ اندیشه و تفکر است.
روزی که همه چیز ما را به فکر نکردن تشویق می کند.
از رسیدن آن زمان بترسیم و آن را جدی بگیریم که شاید چندان دور نباشد. |  |
 |
تفاوت های دیروز و امروز |
 |
 |
به نام خدا
به راستی آیا با خود اندیشیده و فکر کرده اید که چه تغییرات بسیار عظیم و شگرفی
چه در ظاهر و چه در باطن یا حتی ابزارآلات، افکار و غیره
بین ما و یکی دو نسل گذشته به وجود آمده است؟
برای مثال باید بگویم بلندی قد و قامت و هیکل مردم قدیم خیلی بیشتر از مردم عصر ما بود،
صبر و گذشت و حوصله آنان نیز به مراتب بیشتر
و همچنین رفت و آمدها و به جا آوردن صله رحم و احترام بزرگان
در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته بهتر و اصولی تر از زمان حاضر بود.
حال قضاوت را به عهده شما می گذارم
و تفاوت های گذشتگان و مردم امروز را به طور مختصر بیان می کنم.
▪ روغن های زرد گوسفندی و گوشت های پرواری جای خود را
به روغن های جامد و مایع نباتی و گوشت های یخ زده امروزی داده است.
▪ مردم قدیم به خاطر کار و تلاش و تحرک بیشتری که داشتند
اگر روغن های پیه و دنبه و گوشت را هم به همراه آبگوشت می خوردند حل می کردند
ولی جوان های امروزی به لحاظ زندگی ماشینی و کم تحرکی که دارند
حتی از خوردن مختصر غذای چرب عاجزند و منع شده اند.
▪ بیل های دومنی و سه منی زارعان قدیم جای خود را
به بیل های نازک ورقی فرنگی جدید داده است.
*نان های کلفت پرپیاز و کنجد و جزغاله و روغن قدیم
تبدیل به نان های نازک خام گاهی ماشینی جدید شده است
که در قدیم با هیزم و کنده پخته می شد و حالا با برق، گازوئیل و...
▪ مردم بیشتر در منازل و باغستان ها زیرسایه درختان سبز سر به فلک کشیده (در تابستان)
یا در دیگر فصول به همین تناسب زندگی خود را با شادمانی در منزل هایی وسیع می گذراندند
ولی حالا مردم زندگی خود را پشت چراغ قرمزها و در منازل ۴۰ و ۵۰ متری
در کنار گلدان های پلاستیکی و با هزار و یک نوع افکار مخدوش با غم و غصه می گذرانند.
▪ لباس های مردان و زنان گذشته همگی از پشم و کرک و پنبه و همچنین گشاد و راحت دوخته می شد
و حال این که امروز از پارچه های پلاستیکی و نایلونی و الیاف مصنوعی دوخته می شود،
مردم به رغم میل خود به لحاظ عقب نماندن از جامعه امروزی لباس های تنگ و جلف و بدرنگ می پوشند.
▪ کفش های گذشتگان از چرم گاومیش بود (چه چکمه زمستانی و چه کفش تابستانی)
و گیوه نیز از پشم و کتان با دست دوخته می شد و حال این که
کفش های امروزی همگی از مواد نفتی و نایلونی و ماشینی ساخته می شود.
*جوراب های پشمی و کرکی و دست باف نیز
جای خود را به جوراب های نایلونی و مصنوعی جدید داده است.
▪ پالتوهای کلفت و ضخیم و گشاد و گرم قدیم
تبدیل به کاپشن های کوتاه نازک سرد شده است.
▪ زنان قدیم چادرهای بلند و حتی (کرکی) و دستمال های بلند (شال سر) با پیراهن های کودری داشتند
ولی امروزه لباس های زنان با یک روسری نازک، یک مانتو و... عوض شده است.
▪ شب نشینی های قدیم با خنده و شوخی و خیلی صمیمانه بود و حال این که
امروز خیلی از دیدارها در خارج از خانه است یا اگر در خانه است
سالی یکی دوبار آن هم خیلی مختصر و کم محتوا (با متلک و حرف های نیش دار...)
▪ مندیل های فاج، تترون، خاصه، گاندی
به همراه کلاه های پشمی و قرص و نمدی با یک کلاه حصیری نازک نخی عوض شده است.
▪ حتی برف های یک متری و بیشتر، باران های طولانی مدت فصول پاییز و زمستان جای خود را
به برف بی آب و خسارت زا و باران های اندک داده که نتیجه آن بر همه معلوم است.
▪ مردم قدیم اهل بزم، رقص محلی و کشتی و آواز و پرجوش و خروش بودند
ولی خیلی از امروزی ها ضعیف، نحیف، بی حال و کسل اند
که تنها خود را با موسیقی های امروزی سرگرم کرده اند.
خلاصه این که در هر بعدی و از هر لحاظی وقتی خوب بنگریم می بینیم خیلی با گذشته ها فرق کرده ایم
هر چه می گذرد با وجود گشایش ها و آسان شدن کارها و ساده شدن دشواری ها
آن شور و شوق و ذوق های طبیعی هم رخت برمی بندند و تو بخوان حدیث مفصل از این مجمل...
که اگر بخواهیم شرح کلی آن را بیان کنیم از حوصله شما خارج است |  |
 |
لبخند بزنيد و آراسته باشيد |
 |
 |
مهم بودن برخورد هاي اول
لبخند بزنيد و آراسته باشيد
اولين تاثير در برخورد اوليه، معمايي ظريف است. اگر آن را باز كنيد، هر بخشاش را به روشني ميبينيد و متوجه ميشويد كه چه تاثيري بر كل دارد. اين تاثيرات كاملا به طور منظم اتفاق ميافتد، به طوري كه بندرت متوجه آنها ميشويم. تاثير خوب گذاشتن اوليه، نشانه احترام است
شما در واقع به طرف ديگر ميگوييد برايم مهم است كه درباره من چه قضاوتي ميكني. ميخواهم در حضور تو به بهترين شكل ظاهر شوم. اين به مراتب بهتر از اين است كه بگوييد من اين هستم يا قبول كن يا نكن.
تاثيرگذاري روي افراد، موضوع مهمي است، زيرا يادآوريهاي بعدي را به وجود ميآورد. تاثير اول، نخستين و شايد تنها فرصت مناسبي است كه به افراد بگوييم ما چگونه انساني هستيم. به همين دليل ميگوييم تاثير اول در اين زمينه كه ديگران شما را چگونه ميبينند، از اهميت فراواني برخوردار است.
اين تاثيرگذاري بخصوص در دنياي امروز اهميت فراواني دارد. تا قرنها مردم در همان مكاني كه متولد ميشدند، زندگي ميكردند. در آنجا با مردمي كه كاملا شناخته شده بودند، ارتباط برقرار ميكردند و معاشرت، كار و تجارت داشتند.
اكنون در عصري زندگي ميكنيم كه مردم به خانهها و شهرهاي جديد اسبابكشي ميكنند، تغيير شغل ميدهند، دوستان جديد پيدا ميكنند و با سرعتي بسيار بيشتر از گذشته، رابطهها و ارتباطات را به وجود ميآورند.
اولين جلسات آنقدر پشت سر هم اتفاق ميافتد كه بندرت متوجه آنها ميشويم. ممكن است هر روز با شخص جديدي آشنا شويم و صحبت كنيم. اين شخص ممكن است متصدي صندوق يك فروشگاه باشد يا كسي در باشگاه ورزشي يا همكار يا مشتري جديد.
در اين برخوردها، گاه درباره وضع هوا حرف ميزنيم. گاه درباره شرايط زندگيمان و بدين گونه درك جديدي از ديگران به دست ميآوريم. بر اساس اين روابط متقابل كوتاه، اين غريبهها تصويري از ما در ذهنشان نقش ميبندد كه در نتيجه آن، از ما خوششان ميآيد يا بالعكس.
اين يك واقعيت است كه افراد بسرعت و ناخواسته از شما برداشت ميكنند. آنها با توجه به حرفها و رفتارهاي اوليهتان از شما برداشت ميكنند. برداشت آنها در برخورد اول به اين اشاره دارد كه فكر ميكنند شما هميشه اين گونه عمل ميكنيد، حتي اگر اين تصورشان اشتباه باشد.
ميتوان گفت در نگاه اول، افراد نمونه كوچكي از شما را ميبينند و بخش باريكي از زندگي شما را لمس ميكنند؛ اما همين نمونه كوچك، صددرصد اطلاعاتي است كه آنها درباره شما دارند و به طور ناخودآگاه فرض ميكنند اين مختصر آگاهي، تصوير دقيقي از كل شخصيت شماست.
بررسيهاي روانشناختي نشان داده است افراد هنگام ارزيابي ديگران به اطلاعات اوليهاي كه به دست ميآورند، بهاي بيشتري ميدهند تا اطلاعاتي كه بعد به دست ميآورند. به عبارت ديگر، به احتمال زياد افراد آنچه را در شروع كسب ميكنند، درست و صحيح ميپندارند.
براي مثال، اگر در اولين جلسه آشنايي، رفتار گرم و محبتآميزي از خود بروز دهيد، برداشتي از شما به دست ميآيد كه ديگران به گرم و صميمي بودن شما اعتقاد پيدا ميكنند و اگر حتي بعدا گوشهگير و در خود فرورفته ظاهر شويد، برايشان مهم نيست يا اصلا متوجه نميشوند. اگر اطلاعات اوليه منفي باشند، بيشتر از اطلاعات مثبت تاثير بر جاي ميگذارند. به عبارت ديگر، براي از ميان برداشتن اولين تاثير منفي بايد رفتارهاي مثبت فراواني را به نمايش بگذاريد.
يكي از اشتباهات افراد در نخستين برداشت از رفتار طرف مقابل اين است كه فكر ميكنند اگر كسي يك ويژگي مثبت دارد، داراي مجموعهاي از ديگر صفات مثبت هم هست؛ در حالي كه ممكن است او آنها را نداشته باشد. براي نمونه شايد كسي كه به نظرتان تيزبين رسيده است، در آن واحد باهوش، دوستداشتني و موفق ارزيابي كنيد؛ هرچند ممكن است اين خصوصيات را در او مشاهده نكرده باشيد و شخص نيز فاقد اين خصايص باشد.
زبان بدن در اولين برخورد
داوري لحظهاي و فوري بزرگترين بخش تاثير اول است و در اين داوري، زبان بدن يكي از عناصر بسيار مهم به نظر ميرسد. به طور كلي اقداماتي كه در لحظه اول برخورد، بشدت توي ذوق ميزند و مانع ارتباطي ايجاد ميكند عبارتند از خاراندن سر، جويدن عصبي گوشه لبها، دوري از تماس چشمي، قوز كردن يا بيانعطاف ايستادن و ... .
در اولين برخورد، وقتي فرد لبخند نميزند، حالت بدني خشكي دارد، به افراد نگاه نميكند، باعث ميشود افرادي را كه به او نزديك ميشوند، نااميد كند. انسانها به طور كلي از كساني استقبال ميكنند كه پر انرژي و گشادهرو باشند و لبخند يكي از مطمئنترين زبان تن است.
لبخند به ديگران ميگويد در آن لحظه خاص شما خوشحال يا راضي هستيد. وقتي به كسي لبخند ميزنيد، نورونهاي منعكسكننده او از هم باز و شاد ميشوند و متقابلا لبخندي را به نمايش ميگذارد و آگاهانه يا ناآگاهانه احساس ميكند روي شما تاثير خوشايندي گذاشتهاند.
در اولين برخورد، وقتي فرد لبخند نميزند حالت بدني خشكي دارد و به افراد نگاه نميكند باعث ميشود افرادي را كه به او نزديك ميشوند، نااميد كند
لبخند نزدن، افراد را خنثي و بيتفاوت نشان ميدهد. توجه به اين نكته نيز مهم است كه لبخند زماني واقعي برداشت ميشود كه چشمها و بقيه بخشهاي صورت را هم دربرگيرد. در ضمن مهمترين جنبه لبخند در تاثيرگذاري اوليه، رنگ دندانهاي شماست.
در دنياي امروز داشتن دندانهاي زرد، رنگ مردهاي به شخص ميدهد. وضع ظاهر شما نيز در تاثيرات اوليه نقش تعيين كنندهاي دارد. در واقع وضع ظاهرتان نخستين اطلاعاتي است كه ديگران از شما ميگيرند. وقتي لباس آراسته و تميز بپوشيد اين پيام را منتقل ميكنيد كه از اعتماد به نفس فراوان برخورداريد و به دنياي پيرامونتان بها ميدهيد.
براي خوب به نظر رسيدن لزوما نبايد زيبا و خوشچهره باشيد. البته، زيبا بودن چيز بدي نيست، اما داشتن اطمينان خاطر و اعتماد به نفس مهمتر است. اگر خوب ، خوشايند و مورد اعتماد به نظر برسيد ارتباط را جذب ميكنيد و طرف مقابل را در موقعيت آرامي قرار ميدهيد.
متخصصان بر اين عقيدهاند كه تاثيرگذاري اوليه با برنامهنويسي ذهن ما براي ارزيابي و طبقهبندي كردن در رابطه است. ما اطلاعاتي جمعآوري ميكنيم تا بدانيم طرف مقابل چگونه با ما همخواني دارد. در جلسه آغازين وقتي ميخواهيد نظر مساعد طرف مقابل را جلب كنيد، لازم است همه توجهتان را به طرف مقابل بدهيد.
در اينجا، تماس چشمي از اهميت بسزايي برخوردار است. سعي كنيد در 70 درصد وقت، تماس چشمي برقرار كنيد. وقتي در چشمهاي طرف مقابل نگاه ميكنيد در واقع به او ميگوييد حرفي كه ميزند معنيدار و براي شما مهم است. برقراري تماس چشمي براي نشان دادن اعتماد و اطمينان ضرورت دارد.
در برخي فرهنگها ناتوان بودن در برقراري تماس چشمي نشانه بيادبي است، نشانه نداشتن اعتماد به نفس است و در مواردي اشخاص ممكن است تصور كنند شما يك فرد دروغگو هستيد. اين را هم بدانيد كه در بعضي از نقاط دنيا مانند آسياي جنوبي، نگاه كردن در چشم نشانه بيادبي است.
در حالي كه برقراري تماس چشمي تا حدي مفيد و خوب است، اگر پيوسته در چشمهاي ديگران نگاه كنيد كار خوبي نكردهايد. با برقراري ارتباط چشمي و سر تكان دادن به افراد، به آنها احساس مثبتي را منتقل و خود را دستيافتنيتر معرفي ميكنيد. متخصصان آداب معاشرت بر اين نكته تاكيد دارند كه قاطعيت محكم دست دادن در شكلگيري تاثيرات، نقش تعيينكنندهاي ايفا ميكند.
روانشناسان پي بردهاند كه دست دادن محكم همراه با نمايش گذاشتن قدرت، مدت طول كشيدن دستدادن و برقراري ارتباط چشمي مناسب تاثير مثبتي برداشتي كه شخص در اولين جلسه روي ديگران ميگذارد، دارد. پس درست و مناسب دست بدهيد، چرا كه دست دادن نامناسب جواب «نه» طرف مقابل را براي شما به همراه دارد.
همچنين لازم است با تمام وجود به طرف مقابل گوش بدهيد. گاه وقتي براي اولين بار كسي را ملاقات ميكنيم شايد برايمان دشوار باشد كه با تمام وجود به حرفهاي او گوش بدهيم و اين اشتباه بسيار بزرگي است. وقتي به حرفهاي كسي گوش ميدهيد بايد گهگاه سرتان را به سمتي خم كنيد تا علاقه خود را به صحبتهاي او نشان داده باشيد.
مساله مهم ديگر در برقراري ارتباط موثر بلندي و كوتاهي صداست. ممكن است بلنداي صداي شما با ديگران تفاوت داشته باشد. اگر بيش از اندازه بلند حرف ميزنيد چه بسا آن را طبيعي و نشانه اعتماد به نفستان تلقي كنيد اما شايد ديگران آن را به حساب تكبر و نياز به جلب توجه كردنتان بگذارند.
اگر خيلي آهسته صحبت كنيد ، شايد خودتان آن را به حساب تواضع و فروتني خود بگذاريد، اما در نظر ديگران فاقد اعتماد به نفس ظاهر ميشويد. پس بايد بكوشيد بلنداي صدايتان با طرف مقابل همخواني داشته باشد.
شما در اولين ملاقات، از سرنخهايي كه ديگران به شما ميدهند استفاده ميكنيد. شما هم اين سرنخها را به ديگران ميدهيد. سرنخهايي كه ميگويند از من فاصله بگير يا من مناسب صحبت با تو هستم. متوجه باشيد يا نباشيد، سرنخهايي داريد كه ديگران ميفهمند تا چه اندازه باز و گشوده هستيد.
با حالت بدنتان، نگاه كردنتان و اين كه چگونه به افراد واكنش نشان ميدهيد، سرنخها را مخابره ميكنيد. مساله فقط اين نيست كه چه ميگوييد و چقدر صحبت ميكنيد، بلكه حركت شما هم مهم است. زبان بدن شما، در اين مورد كه تا چه اندازه در نظر طرف مقابل خود مورد پسند قرار ميگيريد، نقش مهمي ايفا ميكند بنابراين توجه داشته باشيد بدن خود را چگونه حركت ميدهيد و حركت چهرهتان، روي دوستداشتني بودن شما در نظر ديگران تاثير ميگذارد.
در پايان ميتوان گفت اگر بدانيد افراد آن اندك خصوصيت اوليه را كه در شما ميبينند به حساب صددرصد شخصيت شما ميگذارند، ميتوانيد درباره اطلاعاتي كه درباره خودتان مخابره ميكنيد دقيقتر و حسابشدهتر رفتار كنيد. در واقع همه ما دستكم در مواقعي تاثيرگذاري اوليه بدي داريم.
اين بخشي از انسان بودن ماست. از طرف ديگر قرار نيست همه از شما خوششان بيايد و اين اشكالي ندارد. اگر واقعا ميخواهيد ارتباط مثبتي ايجاد كنيد، ميتوانيد بر رفتار منفي اوليه خود فايق آييد و با كمي سعي و تلاش رابطه مثبتي را ايجاد كنيد.
|  |
 |
وبلاگ يا دستنوشته |
 |
 |
...با سلام
..با آرزوي روزهاي خوب براي همه همشهريان سيستم وبلاگ اين سايت راه اندازي گرديده تا اعضا مطالب خود را درقالي وبلاگ بتوانند انتشار دهند...
تنها لازم است تا عضو سايت شده وسپس از قسمت وبلاگ فهرست /ايجاد وبلاگ/ را كليك نماييد.
با تشكر افتابگردان |  |
© 2007 - 2008 by Elactos and translate by seghaleh site |
 |
ورود |
 |
 |
آیا هنوز عضو نشده اید؟ برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.
آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ برای درخواست یک گذرواژه جدید اینجا زا کلیک کنید.
|  |
 |
هوا شناسی .15 روزه |
 |
 |
آخرین مقالات |
 |
 |
پیغام گیر |
 |
|